بسم الله الرحمن الرحیم

« رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی»

... و کیست خدایی جز تو که بتواند چنان عشق و چنین ارضی بر عرصه ی هستی بگستراند...؟ 

لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَکَ وَ بحَمْدِکَ ...

لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَکَ وَ بحَمْدِکَ ...

لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَکَ وَ بحَمْدِکَ ...


    اردیبهشت برای من انفجار قشنگی هاست ، اردیبهشت برای من یک سجاده ی پُر گل ، به وقت ِ اذان است ... یک قدقامت به حی علی العشق است ، حس حضور  یک حضرت ِ علیه السلام  ....

   اردیبهشت برای من تسبیح ِ ذکر ِ " الحمدالله " است ، یک نماز شکسته ی قضای دو رکعتیست به نیابت از همه غنچه های سفید ، احیای یک شب قدر ِ پر از عاشقانه های ناب است اردیبهشت ...


حال غرق اردیبهشت شدیم ... بوی بهشت مشامم را قلقلک میدهد و  همسـ(فـ)ـر بندگی، فانوس بر در دست، تمام ِ نگرانی را از وجودم میگیرد،الحمدالله راه بَر خوبیست! 

  اردیبهشت ، امسال تمام ِ اعتبار و شکوفه های سپیدش را مدیون « ماه رَجَب » شد ... عجیب رجبی بود که از دل اردیبهشت شکفت ....و ما مدیون روزهای مبارک ولادتی شدیم که ...... حرف زیاد است اما امان از حرف دلی که ناگفتنیست !

    هر سال ،اردیبهشت که قاطی زندگی مان میشود ، دلم غنج میرود برای ناز کردن ، برای آنکه بهانه بیاورم تا بنشیند آیات بهشتی قرآن ِ عزیزم را بخواند روی همان پارچه ی سفید ِمعهود در کنار آن پشتی قرمز رنگ ....

گاهی در آن لحظات ِ اوج قرائت ، فکر میکنم آیا حقیقتا هیچ لذتی میتواند بالاتر از این باشد که آیات ِ بهشت ، با اردیبهشتم قاطی شود ؟

این روزها خیلی فکر میکنم به چگونگی ابعاد ِ سبک زندگی ِ دینی ... ، فکر میکنم به سبک زندگی جهادی ... فکر میکنم...فکر میکنم ....

    به مبحث جنجال انگیز سوسول بودن نامحسوس و غُر غُروو بودن ! فکر میکنم ...فکر میکنم به بی حوصله بودن ها ، به عصبیت های بی مورد ، به بدخلقی ها ، به بی انگیزه بودن ها ، به نا امیدی ها ، به روزمرگی ها ، به نارضایتی های بی حد و اندازه ، به توقعات ِ سیر نشدنی .. .......  به کلی از خصوصیاتی که روی بعضی از آدم ها - که قرار بود خلیفه ی الله باشند روی زمین - پاشیده شده است و دینشان زیر این همه نازیبایی ،دارد نفس نفس میزند برای زنده ماندن !... به خصوصیاتی که ذبح شان ، فقط کمی همت میخواهد و عشق ....

آنگاه بعدش شاید بتوانیم مثل یک "خلیل " نماز بخوانیم ، بنظر من ، در این دنیا همه چیز به همه چیز ربط دارد ، برای همین  میگویم ذبح شرعی این خصوصیات به بهتر خواندن نماز  ارتباط مستقیم دارد ...

   اینها که از ذهنم میگذرد، خیلی بی ربط،  دلم می خواهد معجزه شود ... نقاره چی ها بزنند .... ، تمام خانه ها ، پنجره هایشان باز شود ، کبوتر ها برنج های آب خورده را کنار طاقچه ی پنجره ها بخورند ودیگر هیچ دانه ی برنجی در خانه ها اسراف نشود ...باغچه ها پر از مورچه هایی شود که پُر بار به سمت لانه هایشان میروند و ...

   فکر میکنم هنوز و هنوز چقدر کار دارم برای انجام دادن ، همان کار های کوچکی که بال میدهد مرا .... چقدر برای آنکه یک زن هستم باید فکر کنم تا چگونه لذت ِ دینداری را برای اهل خانه ، قشنگ ترسیم کنم ...

.

.

.

بگذریم ؛ داشتم از اردیبهشت ِ خدا میگفتم !

اردیبهشت ، یعنی جنون ِ بی وقفه ی اردیبهشتی ها ، یعنی خیس شدن تام زیر باران ، له له زدن برای خواندن یک نماز جماعت به اقتدای او ......... درخواست میکنم ، مرا نگاه میکند ، میگویمش جلو بایست ، اقتدا میکنمت زیر باران ... دیوانگی هایم را میشناسد ، می ایستد ..... من امشب بزرگ میشوم !


+ بچه تر که بودم فکر میکردم در سالروز تولدم یک هو ، یکسال بزرگتر میشوم ، امشب چهاردهم ادریبهشت ، باز بچه شده ام  و دنبال ثانیه هام ، حال ، دنبال لحظه ای هستم که این احساس بر من مستولی شود که آری ریحان بزرگ شده ای ! :)

 

+ اردیبهشت ، یک نماز واجب  شکر دارد ، تا قضا نشده بجا آوریم ، خیلی وقت است که برای نعمت هایش ، خودمان را توی بغلش ننداخته ایم .... گاهی لازم است وقتی یک احساس ِ ناب داریم ، بی اجازه برویم در بغل خدا !  شاید بی مقدمه برویم دعای عرفه بخوانیم بهتر است تا یادمان بیاید قضای شکر چه نعمت هایی را باید بجا آوریم ...


+ در آستانه ی اتفاق ِ قشنگی هستم! تجارب خوبی کسب کرده ام ... یک امانت دستم رسیده، هر چقدر که بیشتر داشته امش، بیشتر به ارزشش پی بردم ... امانتی که نگه داشتنش جلایم میدهد و بزرگم می کند ....فهمیده ام که -روز تولد- موضوعیت ندارد ، در واقع تولد یعنی داشتن یک نفس ِ گرمی که وجود ادمی را صیقل دهد ... به ادمی تذکر دهد ... و ..... 

+ السلام علیک یا بیت النور :)


+ به گمانم خوب است تجارب و خلاقیت ها وایده های خود را در زمینه رسم و رسومات صحیح جایگزین مان در جشن عروسی را به اشتراک هم بگذاریم و با ترویج و تبلیغ آن از عُرف نادرست و باب شده ی جامعه در این زمینه فاصله بگیریم .

     خوب است که در این امر،سراسر حواسمان به رضایت الله باشد و دغدغه داشته باشیم که چه کنیم  که او راضی تر است ! فلذا از نظرات و پیشنهادات دوستان در این زمینه ( از ریزترین و جزئی ترین مسایل ومقدمات عروسی تا پایان آن) شدیدا استقبال میکنیم . شاید اگر فرصتی شد خود نیز چند خطی بنویسم . 


  - خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیس ؛ خدا ،خدای آدمهای خلافکارم هست و فقط خود ِ خداست که بین بندگانش فرق نمی گذارد ؛ بالواقع خدا عند ِ لطافت ؛ عند بخشش ؛عند بی خیال شدن ؛ عند چشم پوشی و عند رفاقت است ؛ رفیق خوب و با مرام همه چیزش را پای رفاقت میدهد ؛ بایستی  یک فکری به حال اهلی کردن آدم ها بکنیم ، اهلی کردن ...اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه کردن و این تنها راه رسیدن به خداست ....

سکانس ِ مورد علاقه ام در فیلم مارمولک

+تاريخ دوشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ساعت 1:10 نويسنده - کعبه ی دل - |